شاعران استان فارس
شاعر گردن کلفت (1 صفحه - از 28 تا 28)
مستندات | برگزیدن | نظرات کاربران(0) | درج نظر | دریافت
3-
بدشمنان سعدی (1 صفحه - از 66 تا 66)
مستندات | برگزیدن | نظرات کاربران(0) | درج نظر | دریافت


نوشته شده در تاریخ جمعه 19 آذر 1389 توسط طیبه فروغ بخش | نظرات()
شوریده شیرازی، محمدتقی

( ملیت: ایرانی  قرن:14)

(1305 -1236 ش)، شاعر، متخلص به شوریده. ملقب به مجدالشعرا و فصیح‏الملك. در شیراز به دنیا آمد. نسبش به اهلى شیرازى صاحب مثنوى «سحر حلال» مى‏رسد. در هفت سالگى بر اثر مرض آبله كور شد. پدرش را در نه سالگى از دست داد و سرپرستى وى را داییش بر عهده گرفت. شوریده هوش سرشارى داشت و با این كه نابینا بود به فراگیرى علوم ادبى پرداخت و در مدت كوتاهى در شعر و شاعرى بلندآوازه گردید و اشعارش بر زبانها افتاد. در سال 1311 ق همراه حسینعلى خان نظام‏السلطنه مافى از شیراز به تهران آمد و نزد میرزا على‏اصغر خان اتابك تقرب یافت و به ناصرالدین‏شاه و پسرش مظفرالدین‏شاه معرفى شد. شوریده آن دو پادشاه را مدح گفت. مورد توجه ناصرالدین‏شاه قرار گرفت و از جانب وى ملقب به مجدالشعرا و سپس فصیح‏الملك شد و قریه بورنجان فارس بدو بخشیده شد. شوریده در قصیده و غزل و طنز و مطایبه دستى قوى داشت؛ مخصوصا در سرودن اشعارى كه متضمن كلمات عامیانه و اصطلاحات اهالى فارس است مهارت فراون داشت. در اواخر عمر تولیت افتخارى مقبره سعدى را پذیرفت و در تعمیر آن كوشش فراوان كرد. وى در شیراز درگذشت و در جوار قبر سعدى دفن شد. برخى شاعران، از جمله: شعاع‏الملك، محمدجواد كمپانى، وحید دستگردى، عباس فرات یزدى، عبرت نایینى با او همعصر بوده و در مرگ براى وى مرثیه سرودند. آثار بر جاى مانده از او: «دیوان» غزلیات؛ «آذر»، كه هر دو چاپ شده‏اند؛ «كشلف المواد»، در ماده تاریخهاى مختلف؛ «نامه‏ى روشندلان»، در شرح حال نابینایان معروف. وى «كلیات سعدى» را به دستیارى مرحوم میرزا محمود ادیب خوشنویس با مقابله با نسخه‏هاى خطى و مدد از ذوق سلیم فطرى تصحیح كرد و در چاپخانه‏ى مظفرى بمبئى به چاپ رسانید.[1] (بخش 1) (حاج) محمدتقى بن عباس شیرازى ملقب به فصیح‏الملك شاعر (و. شیراز 1274 ه.ق- ف. 1345 ه.ق./ 1305 ه.ش). پدرش كاسب بود و ذوق شعر داشت و نسبش باهلى شیرازى مى‏پیوندد. هر دو چشم محمدتقى در سن 7 سالگى به سبب آبله كور گردید. در 9 سالگى وى پدرش بدرود زندگى گفت و او تحت تربیت خال خویش قرار گرفت. در سال 1288 ه.ق. با خال خود به مكه رفت. در سال 1309 سفرى به بندر جنوب كرد و در 1311 به مصاحبت حسینقلى خان نظام‏السلطنه به تهران سفر كرد و نزد اتابك امین‏السلطان تقرب تمام یافت و در مدح ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار قصایدى گفت، و به سبب رباعیى كه در حضور ناصرالدین شاه بداهة سرود به لقب فصیح‏الملك ملقب گردید. در سال 1314 به شیراز بازگشت و در سال 1323 ازدواج كرد و پنج فرزند یافت. در اواخر عمر تولیت و تنظیم تكیه‏ى سعدیه در شیراز افتخارا به عهده‏ى او محول بود. شوریده هوش و ذكاوت و فراست و حافظه‏اى عجیب داشت و در علوم متداول مانند صرف و نحو و اشتقاق تازى و پارسى و عروض و قافیه و نقدالشعر و موسیقى و نواختن بعض سازها دست داشت. جنازه‏ى وى را در جوار آرامگاه سعدى دفن كرده‏اند. از آثار اوست: 1- «كشف‏المواد» مشتمل بر ماده تاریخهاى بسیار كه شوریده خود گفته. 2- «نامه‏ى روشندلان». 3- دیوان شوریده حاوى متجاوز از 14000 بیت. آثار فوق به چاپ نرسیده و فقط قطعاتى از آنها در مجلات و تذكره‏ها منتشر شده. اشعار او غالباً غزل و قصیده و شامل مدح و هجو و مرثیه است. وى در شعر تابع استادان خراسان و فارس است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 آذر 1389 توسط طیبه فروغ بخش | نظرات()
سعدی شیرازی
گروه : علوم انسانی      رشته : زبان و ادبیات فارسی      گرایش : نظم و نثر      تاریخ تولد : 0
 خلاصه : ابو محمد مشرف الدین مصلح بن عبدا... سعدی شیرازی، ملقب به ملك الكلام و افصح المتكلمین است. وی از شاعران نویسندگان و گویندگان بزرگا قرن هفتم هجری قمری است . در سخن سعید غزل عاشقانه به بالاترین حد لطافت و زیبایی رسیده است. و در حكمت، موعظه، ایراد حكم و امثال از شارعان شهرت بسیار دارد. نثر مزین، آراسته، شیرین و جذاب وی در گلستان از بهترین نمونه های نثر فارسی است. سعدی به سبب تقدم در نثر و نظم، از قرن هفتم به بعد همواره مورد تقلید و پیروی شاعران و نویسندگان فارسی گوی بوده است.
 اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : سعدی در كودكی پدرش را از دست داد.[اثر آفرینان، زندگینامه نام آوران فرهنگی ایران. مجلد سوم . زیر نظر دكتر سید كمال حاج سید جوادی؛ با همكاری دكتر عبدالحسین نوایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ص 241 ] سعدی علاوه بر آن كه قبیله خود را از علمای دین می شمارد، در غزلی هم غیرت خود را با غیرت سعدبن عباده انصاری، از صحابه پیامبر، مقایسه می كند. [محیط طباطبایی، سید محمد.«نكاتی در سرگذشت سعدی». كیهان فرهنگی . دهم دی 1376، ص 11 ]
 تحصیلات رسمی و حرفه ای : سعدی از خاندان اهل علم و فضیلت بود. او تحصیلات اولیه را در شیراز و نزد پدرش فراگرفت. وی در اوان جوانی به بغداد رفت، و در مدرسه نظامیه آن شهر به تحصیل علوم ادبی و دینی پرداخت.[اثر آفرینان، مجلدسوم، ص241 ]
 استادان و مربیان : سعدی در دوران زندگی خود نزد اساتید و مربیان مختلفی به تحصیل علم و ادب پرداخته است. او در دوران كودكی نزد پدر خود كسب علم نمود. در مدرسه نظامیه بغداد نیز نزد استادان بزرگی همچون شهاب الدین سهروردی و ابن جوزی به آموختن علوم مختلف همت گماشت.[اثر آفرینان، مجلد سوم، ص241 ]
 هم دوره ای ها و همكاران : سعدی دوستان زیادی داشت. علاوه بر اتابكان فارس كه شهره عام و خاص می باشند. بزرگان و دانشمندان زیادی نیز ممدوح سعدی بوده اند همانند صاحب دیوان شمس الدین، و برادرش عطا ملك جوینی. سعدی با شاعرانی همانند مجد همگر و خواجه همام تبریزی نیز ارتباط داشته و مورد ستایش آنها قرار گرفته است. [زهتابی، محمد رضا، شخصیت های نامی ایران، تهران: انتشارات پدیده، بی تا،ص240 ]
 وقایع میانسالی : سعدی در دوران میانسالی سفرهای بسیاری كرد. او در زمان سلطان اتابك ابوبكر بن سعد بن زنگی به شیراز برگشت و به خلق آثاری چون بوستان و گلستان پرداخت. [دهخدا، علی اكبر. لغت نامه دهخدا، جلد هشتم. زیر نظر دكتر محمد معین و دكتر سید جعفر شهیدی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران،1373، ص 12040 ] سعدی یكی به علت شوق جهانگردی و دیگر به سبب كشمكش های بین خوارزمشاهیان و اتابكان فارس و هجوم مغول به سفری طولانی پرداخت. كه در حدود سی تا چهل سال طول كشید. وی بغداد، سوریه و مكه را تا شمال آفریقا گشت. وی در آثار خود از سفر به كاشغر، هند و تركستان سخن گفته است. [زهتابی، شخصیت های نامی ایران، ص 240 ]
 زمان و علت فوت : تاریخ وفات ابومحمد مشرف الدین مصلح بن عبدا... سعدی شیرازی بین سال های 691 تا 694 و در شیراز روایت شده است .[لغت نامه دهخدا، جلد هشتم، ص 12040 ] به قول دقیق تر، وفات وی در تاریخ 17 ذی الحجه سال 690 یا 691 هجری ذكر شده است.[زهتاری، شخصیت های نامی ایران، ص241 ]
 آرا و گرایشهای خاص : ویژگی شاخص سعدی در غزل عاشقانه و مثنوی اخلاقی و نثر فنی به سبك مقامه نگاری است.[لغت نامه دهخدا، جلد هشتم، ص12040 ] اشعار سعدی در انواع قالبها مانند قصیده، غزل، قطعه، رباعی، ترجیع بند و تركیب بند سروده شده است. چون آثار سعدی نتیجه تجربیات و مطالعات و مشاهدات اوست، آثارش هم شامل نكات اخلاقی، پند و موعظه است، و هم دارای مضامین عاقانه و لطف وزبایی است. [از تصابی، شخصیت های نامی ایران، ص241 ] سعدی، مذهب شافعی داشته و مسلمان كاملی بوده است.[محیط طباطبائی، نكاتی در سرگذشت سعدی،





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 آذر 1389 توسط طیبه فروغ بخش | نظرات()

خواجه حافظ شیرازی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی فرزند بهاءالدین معروف‌ترین شاعر عارف قرن هشتم و یكی از چهار تن از بزرگترین شاعران ایران است كه معروف جهان شده‌اند. در باب این استاد فناناپذیر و بی‌نظیر كه او را لسان‌الغیب و ترجمان‌الاسرار لقب داده‌اند اشارتهائی در بسیاری از كتابها مانند تذكره‌الشعراء دولتشاه سمرقندی كه بعد از فوت اوست تا مجمع‌الفصحا و ریاض‌العارفین تألیف رضاقلی خان همه مشتمل بر نام و شرح مختصری از حالات وی ‌می‌باشد ولیكن هیچ یك از آنها مطالب مفصلی كه جزئیات احوال او را نشان بدهد ندارند. تنها اثر از معاصران حافظ كه مورد توجه و اهمیت قرار گرفته مقدمه‌ایست كه یكی از دوستان حافظ كه جامع اشعار او بوده، موسوم به محمد گلندام، نوشته، وی در آنجا پس از اطناب كلام در ذكر صفات شریفه و محبوبیت او نزد خاص و عام و شهرت جهانگیری كه حتی در زمان حیات حاصل كرده و قوافل سخنهای دلپذیرش از فارس نه تنها به خراسان و آذربایجان بلكه به عراقین و هندوستان رفته چنین می‌نویسد:

« اما به واسطه محافظت درس قرآن و ملازمت شغل سلطان و بحث كشاف و مصباح و مطالعه‌ی مطالع و مفتاح و تحصیل قوانین ادب، و تحقیق دو اوین عرب به جمع اشتات غزلیات نپرداخت و به تدوین و اثبات ابیات مشغول نشد و مسود این اوراق اقل انام محمد گلندام عفی‌الله عنه ما سبق در درس‌گاه دین مولانا و سیدنا استاد ابوالبشر قوام‌المله والدین عبدالله اعلی‌الله درجاته و كرات و مرات كه به مذاكره رفتی در اثنا محاوره گفتی كه این فرائد فواید را همه در یك عقد می‌باید كشید و این غرر درر را در یك سلك می‌باید پیوست. تا قلاده جید وجود اهل زمان و تمیمه و شاح عروسان دوران گردد. و آن جناب حوالت رفع و ترفیع این بنا بر ناراستی روزگار كردی و به عذر اهل عصر عذر آوردی تا در تاریخ سنه احدی و تسعین و سبعمائه (791 هجری)ودیعت حیات بموكلان قضا و قدر سپرد.»

از مجموع كتابهائی كه درباره‌ حافظ نوشته شده چنین فهمیده می‌شود كه بهاءالدین محمد پدر حافظ در عصر اتابكان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت كرده و در آنجا از طریق بازرگانی ثروتی اندوخته ولی دیری نگذشته كه زندگی را بدرود گفته و كارهای تجارتی او آشفته و نابسامان گردیده است وارثان او كه یك همسر و پسری خردسال بودند به بینوایی و تنگدستی افتادند. آن پسر بعدها ناگزیر شد كه روزی خود را عرق جبین و كد یمین حاصل نماید. با این همه هر وقت فرصت و مجالی می‌یافت در مكتبی كه در نزدیكی او بود به كسب كمال می‌پرداخت و در آنجا سرمایه‌ی علمی به كف می‌آورد. قرآن مجید را حفظ كرد و از همین رو بعدها تخلص خود را «حافظ» قرار داد. لقب حافظ به طور عموم به كسانی اطلاق می‌شود كه می‌توانستند قرآن را تمام از بر بدون غلط بخوانند چنانكه او گفته است:

 

ز حافظان جهان كس چو بنده جمع نكرد

مسائل حكمی با نكات قرآنی

 

به هر حال سر پر شور و طبع آرام این عصاره‌ی تفكر آریایی یعنی حافظ چون از علوم ظاهری و مشتی الفاظ و اصطلاحات حاصلی ندید، داعیه‌ی طلب معنی در نهادش به وجود آمد و همت بر درك حقایق گماشت. و پس از تحمل زجر و زحمت و رنج و غصه و یأس و حرمان و خستگی، از دوندگی‌ها و كوفتن بیهوده‌ی درها به وادی یقین رسید، یقینی كه مختص خود او بود، یقین حافظی بود كه انسان كامل شده بود. در اینجا بی‌مناسبت نیست فرازی را كه علی دشتی محقق مشهور معاصر در ارتباط با این مطلب نوشته بازگو نماییم: «واضح‌ترین خطی كه سیمای حافظ را از قیافه‌ی سایر متفكرین ما مشخص و ممتاز می‌كند آزادی فكر است. آزادی فكر بزرگتری امتیاز بشرهای اندیشه‌گر است. همانطوری كه وجه امتیاز انسان از حیوانات قوه‌ی ادراك و وجه امتیاز انسانها از یكدیگر ملكات و فضائل اخلاقی است، وجه امتیاز دانشمندان و طبقه‌ی راقیه آزادی فكر است. شاخص قدر آنها تنها دانش و معرفت نیست. چه بسا دانشمندانی چون امام فخر رازی در دایره‌ی معلومات وسیع خود اسیر معتقدات تلقینی بوده‌اند.

 مكتشفین و مخترعین، همه كسانی هستند كه فكر آنان در چهاردیواری مكتسبه و مسلمیات عصر خود باقی نمانده است. پیشوایان فكر و همه‌ی مصلحین، مردمانی بوده‌اند كه اندیشه‌ی آنان از دایره‌ی امور مسلمه و ثابته محیط خود خارج شده  و آزادتر از هم‌عصران خود فكر كرده‌اند.

 ارزش مقام انسان در این است كه بنده و زبون مقررات و آنچه در نظر همه‌ی مردم مسلم است نبوده، برای پرش فكر خود حدودی قائل نباشد. اكثریت تام جامه‌ی انسانی اسیر تلقینات پدری و زبون مقرراتی هستند كه خود وضع كرده‌اند. حتی مطیع آراء و معتقداتی می‌شوند كه اشخاص بی‌مایه‌تر و پایین‌تر از خود آنها، یا نیاكانی كه در محیط تاریكتر و جاهل‌تری زیسته‌اند برای آنها ساخته‌اند. بسا اوقات افراد به سخافت و سستی بنیان رسوم و عقایدی پی می‌برند ولی نمی‌توانند خود را از آن رها سازند. به قول سنایی:

 

خود به خود شكل دیو می‌كردند

پس ز ترسش غریو می‌كردند

 

حافظ از آن افراد ممتازی است كه از شكل دیوی كه سایر افراد بشر روی دیوار كشیده‌اند نمی‌ترسد و خود هم برای خویش این مترس را نیافریده است، و برای فكر او حدود و ثغوری نیست، به جز معدودی متفكرین عالی‌قدر. سایر بشرهایی كه بر سطح كره می‌خزند، با اصرار نامعقولی میل دارند طبقه‌بندی شوند. مثل اینكه آزادی آنها را زجر می‌دهد. می‌خواهند در قالبهایی در آیند و به عبارت آخری جز دسته‌ای بشوند.

 این تمایل طبیعی، مردم را بر آن داشته است كه برای فكر حافظ حصاری بسازند و برای روح بلند پرواز او قالب جامدی بیافرینند. با اصراری خواسته‌اند او را در طبقه‌بندی‌هایی كه بشر متوسط برای خود درست كرده است وارد كنند: او را شیعه دانسته‌اند، سنی گفته‌اند، صوفی خوانده‌اند، صوفیه ملامتیه فرض كرده‌اند، و. . . حافظ شیعه نیست، سنی نیست‌، صوفی نیست؛ ملامتیه نیست، متدین نیست، بی‌دین نیست، حافظ حافظ است.

 اندیشه‌گری است كه پرش فكر و خیال او را نه شریعت، نه طریقت، نه الحاد و نه سیستمهای فلسفی و صوفی‌گری عایق نمی‌شود. . . حافظ در آزادگی، در وارستگی، حریت ضمیر و پاك بودن از آلایش تعصب مانند كنفوسیوس، مانند بودا، مانند گوته، مانندی گاندی و بالاخره به روش حضرت مسیح صورت كمال بشریت و علو مقام انسانی است.

حافظ « جنگ هفتاد و دو ملت » را با همان فكر آزاد خود كه همه چیز در آن گنجایش دارد می‌نگرد زیرا می‌داند: چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. » حافظ از زمره‌ی شاگردان قوام‌الدین عبدالله عالم معروف آن زمان (متوفی به سال 772 هجری ) بوده است. نخست در سلك مقربان ابواسحق‌اینجو درآمده و سپس به پادشاهان آل مظفر پیوسته و شاه شجاع و شاه منصور از امیران این خاندان را مدح گفته است و در این ضمن با پادشاهان ایلكانی‌جلایر (آل جلایر) كه در مغرب ایران حكومت داشتند و شاعران را بسیار می‌نواختند از دور روابطی داشته و سلطان احمد پسر شیخ اویس( 813-784هجری) را مدح گفته است و سرانجام در شیراز به سال 791 یا 792 هجری زندگی را بدرود گفته و در همانجا مدفون شده است.

حافظ در زمان زندگی خود از حاجی قوام‌الدین حسن شیرازی كلانتر شهر شیراز (متوفی به 755 هجری ) بیش از دیگران متنعم شده به‌همین جهت اغلب از او یاد كرده است. مطلبی كه بسیار جالب توجه است و باید در اینجا گفته شود: با این همه مدایحی كه حافظ در حق این ممدوحان دارد به جز یك دو بیت نیست كه در ضمن سخنان خود آورده است. به همین جهت نمی‌توان وی را جز شاعران مداح شمرد حافظ به ظاهر تمام عمر خود را در گوشه‌نشیی و عزلت گذرانده و در حیات خویش شهرت بزرگی داشته‌است. در زبان فارسی نظیر غزل‌های حافظ كه جامع ‌بین اشعار عاشقانه و افكار عارفانه‌ی ایران است، نیست. به همین سبب یكی از بزرگترین شاعران جهان شمرده می‌شود و از حیث نظم در لطف تركیب و تلفیق و بی‌نیازی در فكر و استقلال در اندیشه به منتهای اوج شاعری رسیده است. دیوان اشعار وی را باید رأس كتابهای فارسی قرار داد و به همین جهت همواره مورد اقبالی عظیم از جانب تمام طبقات مردم ایران بوده است و آن شامل نزدیك چهار هزار بیت است و بر آن شرح های چند نوشته‌اند از آن جمله: شرح محمد یوسف علیشاه چشتی نظامی به شرح یوسفی به زبان اردو در سال 1307هجری مفتاح‌الكنوز علی حافظ ‌الرمز از قطب‌الدین قندهاری، بدرالشروح ار بدرالدین اكبر آبادی، شرح مشكلات دیوان حافظ از افضل‌الله آبادی، بحرالفلاسه ‌الاقطفی شرح دیوان حافظ از عبیدالله خویشكی چشتی متخلص به عبیدی. به زبان تركی نیز سه شرح بر آن نوشته‌اند: شرح مصطفی پسر شعبان سروری در گذشته به سال 969 هجری، شرح شمعی در گذشته در حدود سال 1000 هجری شرح سودی بسنوی متوفی در سال 1000 هجری. دیوان حافظ یا منتخبات آن را به برخی از زبانهای اروپایی مانند فرانسه و آلمانی و انگلیسی و روسی و لهستانی و نیز تركی و عربی ترجمه كرده‌اند. پرفسور ادوارد براون پیرامون تحقیقات اروپائیان درباره‌ی حافظ تحقیقات بانو جرتر و دلوتیان بل را از دیگران برتر شمرده و می‌نویسد:

 كلامی است انتقادی و نغز، و دارای معانی عمیق و پر مغز. خلاصه از آنجا كه وی حافظ را به طرزی روشن و جالب با معاصر بزرگ وی، دانت شاعر ایتالیا، مقایسه نموده و پس از بحثی دقیق از اشعار وی چنین گفته است:

 «درباره حافظ، تاریخ معاصر او كوچكتر از آن است كه حاوی و شامل افكار بلند وی تواند شد. چه آن شهری كه در سراسر عمر در آنجا زندگی كرده و آن را شاید به همان درجه كه دانت فلورانس را عزیز می‌شمرد دوست داشته پنج یا شش بار به بلیه محاصره و آفت جنگ دچار گردید، و بارها از دستی به دستی دیگر انتقال یافت. لشكركشی فاتح یك بار آن را با خون سیراب كرد، دیگری آن را طعمه آتش غارت و یغما نمود. و دیگر بار پادشاهی متعصب و ریاكار مردمان ظریف خوش مشرب آنجا را دچار احكام سخت و زهد خشك و ریا قرار داد.

حافظ دائم مشاهده می‌كرد كه چگونه پادشاهان و ملوك یكی بعد از دیگری طلوع كرده و به اوج عزت می‌رسند و سپس در حضیض ذلت فرو می‌افتند و مانند قطره‌های برف در آفتاب تموز محو و نابود می‌شوند. پیوسته حوادث فرح‌انگیز از پس اتفاقات حزن‌آور روی می‌داد. سقوط حكومتها و وقوع رزمها همواره در برابر دیده شاعر واقع می‌شود. لیكن از همه‌ی این وقایع در اشعار او هیچ انعكاسی دیده نمی‌شود، تنها گاهی اشارتی اتفاقی به پاره حوادث سیاسی زمان مورد توجه دقیق مفسران دیوان او واقع می‌شود. یا بیتی چند در مدح پادشاهی امیری اتفاقی از نظر خواننده می‌گذرد. نه ذكری از فتح پادشاهی یا تحسینی از شجاعت امیری و همانقدر كه یك تن شاعر عزیزالنفس را در خور است همین اندازه را بر قلم خود روا داشته و از این بیش سخنی نگفته است.

 لكن بعضی به خوبی درك می‌كنند كه همان بی‌اعتنائی ظاهری حافظ فلسفه او را مرتبتی چنان ارجمند داده است كه دانت آن را فاقد می‌باشد. شاعر ایتالیایی در حدود فلسفه خود محجر و جامد مانده و نظریه او در باب جهان همان نظریه عمومی عصر و زمان اوست. و آنچه در نظر او حقیقت واقع جلوه‌گر شده است نزد بسیاری از اهل زمان ما شبحی زشت و ناپسند بیش نیست. ولی دورنمائی كه حافظ طراحی كرده منظری وسیع‌تر و دلگشا‌تر می‌باشد كه زمینه مقدم آن چندان واضح و روشن نیست تو گوئی دیده خرد او چنان به دقت نظر وحدت بصر موصوف بوده  كه در جهان پهناور خیال در منزلگاه باشندگان اعصار آتیه نفوذ نموده است. از این رو بر ماست كه بر او از اینكه عصر و زمان خود را برای ما وصف و شرح نكرده خرده نگیریم و از اینكه از حیات شخصی او در سخنش چندان اثری یافت نمی‌شود بر او عیب نجوئیم. چه در كلام بلند وی افكاری عمیق كه حتی عصر ما را فرا گرفته است جلوه‌گر می‌باشد. و او به منزله‌ی نغمه سرائی است كه به آواز دلكش او هم مست و هم هوشیار و مردم حال و استقبال هر دو به طرب آمده‌اند. »



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389 توسط طیبه فروغ بخش | نظرات()
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» بهترین شاعر استان فارس کدام است ؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



ساعت فلش
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic